هیچ دقت کردین مردمی که تو ستاد آقای موسوی می بینید همونهایی هستند که از منتقدان درجه 1 آقای هاشمی هستند!
هیچ دقت کردید همین عزیزان خیلی هاشون دور قبل به آقای هاشمی رای دادند؟!
هیچ دقت کردید این عزیزان هم وطن از وقتی که خداوند بهشون نعمت تکلم رو داده دارند از سیاست ها و احوالات دور و بری های آقای هاشمی انتقاد میکنند؟
البته من به درستی یا نادرستی نقد از ایشون کار ندارم(چون زندگی زیباست)
دانه درشت های سیاسی
بگذریم از اینکه برای اومدن آقای موسوی در انتخابات دوم خرداد چقدر توسط آقای هاشمی و اطافیون تلاش شد و در نهایت هم آقای خاتمی اومدند، یادتون میاد چه غویای بود بعد از دوم خرداد...
چپ و راست به آقای هاشمی تهمت ..اهانت و...
تا رسید به انتخابات نهم سال 84
دور اول : این دور ه از انتخابات تغییر رنگ و عقیده بعضی از سیاستمداران ما رونشون داد اونم به سرعت نور
اول کار بود و هرکسی با توجه به تنوع کاندیداها ساز خودش رو میزد و برای کاندیدای محبوبش از هیچ حمله ادبی و غیر ادبی به کاندیداهای دیگر مخصوصا آقای هاشمی کوتاهی نکردند
البته اونموقع زیاد احتمال نمیداند احمدی نژاد خطر بزرگی باشه برای قدرت واسه همین کمتر توهین می کردند فقط در حد مسخره کردند شغل پدرشون!!!
دور دوم:
آقای هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم رسیدند
و اون عده از سیاستمداران عزیز و احزاب محترمی که دوری از قدرت براشون قابل تصور نبود افتادن به جون احمدی نژاد و شدند از طرفدارهای پر و پا قرص آقای هاشمی!!!
همونهایی که چند روز قبل هر نوع تهمت و تمسخری نثارش می کردند
به به عجب آب گل آلودی...
راستی داستان چیه ؟ چرا بعضی ها از پیروزیه احمدی نژاد می ترسن؟
چه منافعی به خطر می افته؟
چرا رؤسای جنایتکار اسراییل و امریکا از به قدرت رسیدن احمدی نژاد می ترسن؟
قضیه چیه؟ چطور یه شبه همه بر علیه یه نفر بسیج میشن؟
واقعا احزاب و سیاستمدارهای ما دنبال چی هستن؟ منافع مردم؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 9:7  توسط
|
خدمت دوستان عزیزی که در نظرات حرفهایی زدند که نیاز به پاسخ بنده داشت
اولش بگم همه کسانی که ایرانی هستند دوست من هستند و قابل احترام و با هیچ توهین و تهمتی من از هموطنان بد نمیگم
دوستان گفتند که تفکر ما فاشیستیه یا اینکه نگاه نکنیم به دستهای بزک کرده یا..
خوب البته دوستان لطف دارند اما اگه به فرم مطلب نگاه کنند می فهمند مطلب از دید یه انسان با هر تفکری که بوده نوشته شده و راوی داستانه نه اینکه حکم صادر کنه
من به شخصه عقیده دارم هر مرام و مسلکی در دنیا محترمه تا مادامی که باعث مزاحمت یا تمسخر دیگران نشه
اما بعضی از دوستان با هر توهین و تهمتی میخوان حرفشونو بقبولنن
بابا ما جفتمون ایرانی هستیم چرا به جون هم میوفتیم چرا به هم میپریم
بچه بازی ها چیه لااقل تو انتخاب به این مهمی نباید احساسی شد
من هیچ وقت فکر نمی کردم که کسی از نوشته هام دنبال چنین مطالب سطحی ای باشه
چرا گفتی که دست دختر ستاد فلان منویاد دست پیرمرده ستاد فلانی انداخت
آخه هموطن عزیز واقعا نگرفتید موضوع متن رو؟ بحث من این بود چه کسانی جذب چه ستاد هایی شدند
بعضی ها هم تو نوشته هاشون میگن تو ستاد فلانی پر جوونه همه جوونا بهشون علاقه مندنو...
من قبلش بگم همه جوونا محترم و خوبند و قابل ستایش
اما اینکه همه جوونا اونورین این ورین یکم منصفانه نیست تو همه ستاد ها جوون هست اما رفتار های کلی اجتماعی جوانان آقای موسوی دوست با احمدی دوست یکی نیست
منم هیچ کدوم رو رد نمی کنم
اما دلیل اینکه چرا جوانا این حرکات پر سر و صدا در میارن و شلوغ بازی های افراطی رو انجام میدن
بر میگرده عدم فضای مناسب برای تخلیه هیجان جونای مملکت عدم تغذیه درست فرهنگی که مقصر تنها وتنها خود حکومت ها هستند
آثار عدم وجود تفکر یا تاثیر پذیریه شدید نسل جوان به هیچ وجه به خودش مربوط نیست بلکه فضای جامعه ایجاد میکنه متاسفانه این معضل جوانان کشور هست ولی هر چند کم اما رشد امیدوار کننده در بیداری جوانان راه افتاده که جدای هوچی گری و شعار زدگی اونها رو بیدار و متفکر نگه میداره
امیدوارم برای انتخابات هیچ ایرانتی ای از ایرانیه دیگه کینه به دل نگیره
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:39  توسط
|
گفتم
شاید جوونی از دیوارپریده تو خونه
بخت...اما وسط خیابون اصلی چرا؟! تاینکه نزدیک شدم و دیدم" زهی خیال پریشان"
ستاد
شیخ...(گفتن اسم نگید) بود ، هرچند کنترل دست و پا در برابر ریتم توپنده " دیگه دوستم نداری" واقعا سخت بود اما
به هر ترتیب گذشتم
نتیجه
گیری : شاعر خیلی نکته سنج بود واقعا جلوی ستاد " پرنده پر نمی زند"
پیاده
رو شلوغه انگار کسی معرکه گرفته یا چیزی رو حراج کردند عده زیادی جلوی مغازه حلقه
زدند جوری که عبور مرور از این قسمت پیاده رو مثل 20 گرفتن در درس ریاضی اونم نوبت
خرداد سخت شده
همه
جور آدمی هست کارمند، کشاورز، بازنشسته...کارمندی که جلوم واساده روزنامشو میزنه زیر
بغلش و با دقت به تلوزیون خیره میشه، پیرمرد روستایی هم بی ریا تر از همه نظاره گر
فیلم مناظره است گاهی هم داسشو این دست اون دست میکنه
صدای
تلوزیون رو خوب میشنوم
آقای
موسوی فرزندان آقای .. چه میکنند؟!
آقایون
... در دولت های قبلی به کجاها رسیدند ؟چی بودند چی شدند؟
شما
سه نفرید به محوریت آقای .. علیه من
*توضیح
: معنی (...) یعنی ساکت چون " این از آن بی احترامی هاست"
کم کم
از این ستاد هم رد میشم یه ستاد سراپا سبز مبینم اول خوف برم میداره
یاد امام
زاده ها افتادم اما اینجا وسط شهر کی امازاده بود ما نمی دونستیم؟
یه ستاد
که در و دیوارشو پارچه های سبز سیدی پر کرده بود چند جوان جویای نام و البته حال (منظورم
حال انتخاباتی بود فکر بد نکن) رو میبینم چه باشور و شعف لابلای هم می لولند، کمی
اونطرفتر یعنی دقیقا به اندازه طول سایه من در ساعت 5 عصر ضربدر ربع طول یه روبان
سبز بعلاوه نیمی از ثلث درازای یک شال سبز{الان قضیه توجیه علمی شد!!!} اونطرفتر
دختر خانمی محترم و کمی بی حجاب نما داره زحمت بستن روبان سبز رو به دست آقا پسری
رو میکشه،وقتی دستهای بزک کرده دختر خانم رو دیدمیاد دستهای پینه بسته و ترک دار
کشاورزی افتادم که جلوی ستاد قبلی بود و هی داسشو این دست اون دست می کرد...هردو
بزک کرده اند یکی رو درد و کار و نداری بزک کرده یکی رو بی دردی و بیکاری و زیاده
داری
یه چیزی
بگم؟بگم؟...مطمینی؟
نترسید
بابا می خوام بگم: زمستون میره اما سیاهیش برای زغال میمونه
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 21:20  توسط
|
شما به آقای احمدی نژاد حمله می کنید که در غیاب کسی که
نیست صحبت نکنند اما مگر زمانی که شما و دوستان محترم ومحترمه تون آقای احمدی نژاد
رو مسخره(نه نقد) می کردید ایشون حضور داشتند؟
چرا در مناظره با آقای رضایی یه طومار 600 متری رو که بعضی
ها(...؟!) براتون نوشتند رو مخونید با اینکه شب مناظره با آقای احمدی نژادتمام کننده خودتون بودید و وقت هم زیاد آوردید
آقای موسوی عزیز
کجاریس تا آبدارچی
تو این دولت عوض شد؟ مثل اینکه یادتون رفته یکی از ایراد هایی که مجلس به وزرای
آقای احمدی نژاد می گرفت این بود که فلان وزیر عضو ستاد آقای معین بوده
آقای موسوی عزیز
شما جز سیاه نمایی و تمسخر چیزی برای ارایه ندارید؟ چرا
اینقدر برای ارایه برنامه تون بعدا بعدا میکنید
حاجی انتخابات تموم شد بعدا افسوس می خوری ها
"این امروز فردات منو کشته"
آقای موسوی عزیز
ما که شب امتحانی می خونیم از شما بهتر حفظ می کنیم ، دوست
من این طومار 600 متری رو که آقای (...) برات نوشت رو یه دور می خوندی که تپق نزنی
ضاتیع است به مولا
داداش من تو که تو مناظره انتخاباتی تو کشور خودت چیز میز
میکنی صدات میلرزه بعد میخوای تو اجلاسهای خارجی عزت ما رو حفظ کنی؟
آقای موسوی عزیز
شما که ادعای هنرمندیتون میشههنوز معنی شعری رو که واستون نوشتندرو خوب نمیدونید
"ادب
مرد به از دولت او"
نمی دونید بدونید تو دنیا به کسی که بدون مدرک و دلیل کسی
روبه دروغ گویی ،دیکتاتوری، توهم وخرافی
بودن و انتشار آمار کذب محکوم کنه میگن بی ادب
نه به کسی که دست بعضی از مفاسد اقتصادی و نورچشمی ها رو رو
میکنه
آقای موسوی عزیز
چه کسی عوام فریبی میکنه؟ دکتر احمدی نژاد یا شما؟
درست یا غلط پارچه سبز برای بخش عظیمی از مردم ما مقدس و قابل
احترامه ،شما همین نماد مقدس مردم رو نماد تبلیغاتی کردید و به گناه و دروغ
کشیدید، این عوام فریبی نیست؟؟؟
آقای موسوی عزیز
در مورد مساله چای گفتید ، بد نیست یه مروری بشه اوضاع چای
کمر صنعت چای همون زمانی شکست که در دوران آقای خاتمی بجای
خرید برگ سبز به هر هکتار باغ چای 700 هزار تومن صدقه دادند
همون سالهایی که در بهترین وضعیت پول برگ سبز خریداری شده
در تابستون روتو چله زمستون می دادند
همون دورانی که کشاورز خسته محصولش رو به امید فروش آزاد
30...40تومنی این ور و اون ور میکشید
هیچ دقت کردین مردمی که تو ستاد آقای موسوی می بینید همونهایی هستند که از منتقدان درجه 1 آقای هاشمی
هستند!
هیچ دقت کردید همین عزیزان خیلی هاشون دور قبل به آقای
هاشمی رای دادند؟!
هیچ دقت کردید این عزیزان هم وطن از وقتی که خداوند بهشون
نعمت تکلم رو داده دارند ازسیاست ها و
احوالات دور و بری های آقای هاشمی انتقاد میکنند؟
البته من به درستی یا نادرستی نقد از ایشون کار ندارم(چون
زندگی زیباست)
دانه درشت های سیاسی
بگذریم از اینکه برای اومدن آقای موسوی در انتخابات دوم خرداد چقدر توسط آقای هاشمی و اطافیون
تلاش شد و در نهایت هم آقای خاتمی اومدند، یادتون میاد چه غویای بود بعد از دوم
خرداد...
چپ و راست به آقای هاشمی تهمت ..اهانت و...
تا رسید به انتخابات نهم سال 84
دور اول : این دور ه از انتخابات تغییر رنگ و عقیده بعضی از
سیاستمداران ما رونشون داد اونم به سرعت نور
اول کار بود و هرکسی با توجه به تنوع کاندیداها ساز خودش رو
میزد و برای کاندیدای محبوبش از هیچ حمله ادبی و غیر ادبی به کاندیداهای دیگر
مخصوصا آقای هاشمی کوتاهی نکردند
البته اونموقع زیاد احتمال نمیداند احمدی نژاد خطر بزرگی
باشه برای قدرت واسه همین کمتر توهین می کردند فقط در حد مسخره کردند شغل
پدرشون!!!
دور دوم:
آقای هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم رسیدند
و اون عده از سیاستمداران عزیز و احزاب محترمی که دوری از
قدرتبراشون قابل تصور نبود افتادن به جون
احمدی نژاد و شدند از طرفدارهای پر و پا قرص آقای هاشمی!!!
همونهایی که چند روز قبل هر نوع تهمت و تمسخری نثارش می
کردند
به به عجب آب گل آلودی...
راستی داستان چیه ؟ چرا بعضی ها از پیروزیه احمدی نژاد می
ترسن؟
چه منافعی به خطر می افته؟
چرا رؤسای جنایتکار اسراییل و امریکا از به قدرت رسیدن
احمدی نژاد می ترسن؟
قضیه چیه؟ چطور یه شبه همه بر علیه یه نفر بسیج میشن؟
واقعا احزاب و سیاستمدارهای ما دنبال چی هستن؟ منافع مردم؟
+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 21:16  توسط
|
یوسف را از چاه کشیدند وبه
دربار مصر بردند. یوسف پله های ترقی را بدون رابطه بازیورانت خواری طی کرد و به امین دربار
تبدیل شد. ویژه خواری ها را قطع کرد. امکاناتغیر قانونی وامتیازات اشرافی را لغو
کرد. اصالت را به خدمتگزاری ومردمی بودن داد نهبه ثروت وکاخ نشینی. یوسف حزب نداشت و
اهل حزب بازی نبود. یوسف طرح هایی برای ادارهکشور می داد وکاهنان معبد و و
واماندگان از خوان نعمت بی شمار به وی ایراد میگرفتند که کار شما کارشناسی نیست؟
خاتمیدفتر ریاست جمهوری خود را
به سعدآباد انتقال داه بود. سعد آباد شمال شهر بود. جنوبشهر ترافیک داشت. بسیاری از دوستان
خاتمی ساکن شمال شهر بودند. شمال شهر کسی یقهرییس جمهور را نمی گیرد که من مشکل
مالی دارم، من مشکل شهریه دانشگاه آزاد دارم، منمشکل نان شب دارم. دوم خردادیها
مهمترین مشکلات مردم را بر اساس نظر سنجی که بینخودشان انجام داده بودند: روزنامه-
ماهواره ورابطه با آمریکا می دانستند. فقراومحرومین دوران سازندگی جمع شده و به
دولت توسعه سیاسی تحویل داده شدند. از توزیعفقر به گفته خاتمی خبری نبود ولی از
توزیع عدل و عدالت نیز خبری نبود. طرح اشتغالزدایی دادند وبا پرداخت ۳میلیون تومان غیر تورم زا
به بیکاران عزیز آنها را ازگردونه افراد نیازمند خارج کردند. شرط گذاشتند: هرکس وام دریافت کرد دیگر
حق نداردبه کار دیگر مشغول شود و کارت بیکاری وی نیز باطل است! خاتمی با سینما کاری
نداشت.
سینمای
مهاجرانی هرچه خواست گفت وساخت. آن زمان احمدی نژاد شهردار بود و یوزارسیفکودکی بیش نبود. یوزارسیف
در کنعان بود ومورد حسد برادران خود. مشخص بود آیندهدرخشانی دارد. شهردار تهران جور ندانم
کاری و کم کاری دولتمردان را می کشید: وامازدواج می داد، به مردم محلات سرکشی
می کرد. البته نه با هلی کوپتر یا ۱۸ دستگاهولوو. نشانه های آینده درخشان در
یوزارسیف پدیدار گشت. برادران به وی حسد کردندوقصد نابودی وی را داشتند.
زمزمه هاییبرخاست که احمدی نژاد قصد
کاندیداتوری دارد. اسیدپاشان و سلاح به دستان اول انقلاباین بار تغییر چهره دادند وخیرخواه
مردم شدند. خاتمی ۱۲روز درآفریقا بود وآخر عمرریاست جمهوریش یادش آمد که ایکاش به ونزوئلا سر می زد. کاهنان معبد به جان
شهردارانقلابی افتادند. شهردار توانست شیخ، فرمانده وسرمایه دار را شکست دهد و به
پاستوربرسد. احمدی نژاد دیگر چشمانش ازتماشای بازیهای لیگ برترانگلستان واسپانیا
خمارآلودوپف کرده نبود. احمدی نژاد به میان مردم بازگشت. به مرکز تهران. اطرافیان
تخم کینهپاشیدند وگقتند: این جوان بی تجربه از مدیریت چه میداند؟ این جوان بی اصل و
نسب کجاوجایگاه ریاست جمهوری کجا؟ یوسف را از
چاه کشیدند وبه دربار مصر بردند. یوسف پلههای ترقی را بدون رابطه بازی ورانت
خواری طی کرد و به امین دربار تبدیل شد. ویژهخواری ها را قطع کرد. امکانات غیر
قانونی وامتیازات اشرافی را لغو کرد. اصالت را بهخدمتگزاری ومردمی بودن داد نه به ثروت
وکاخ نشینی. یوسف حزب نداشت و اهل حزب بازینبود. یوسف طرح هایی برای اداره کشور
می داد وکاهنان معبد و و واماندگان از خواننعمت بی شمار به وی ایراد می گرفتند
که کار شما کارشناسی نیست؟ چرا یوسف با مامشورت نمی کند؟ کارهای احمدی نژاد
کارشناسی نیست؟ چرا احمدی نژاد با نخبه ها مشورتنمی کند؟ چرا احمدی نژاد پستی فراخور
حال ما به ما نمی دهد؟ کاهنان معبد به ذخیرهگندم بدون کار کارشناسی پرداختند
وحاصلش را دیدیم که چگونه دسترنج مردم را به باددادند. در زمان خاتمی نیز شاهد بودیم
که ۵/۲میلیون تن گندم مورد
استفاده دام واردچرخه گندم مورد نیاز انسانها شد. نمی دانم چه بر سراین گندمها آمد؟ گندمهای
مصر راکه به نیل ریختند ولی وجدانهای بیدار مصر به رسوایی کاهنان پرداختند. شاید
اینجانیز گندمها
را در زاینده رود یا خلیج فارس ریخته باشند ولی رسانه های بی در کماکاندنبال گروه فشار می گشتند.
یوسف تشریفات را حذف کرد. یوسف مردم را محرم دانست وحالا شاهدیم که برخی سیاستمداران
بیگانه را محرمتر از مردم می دانند. یوسف خاری درچشم اشراف بود وخدا میداند اگر آن
زمان فناوری اس ام اس وجود داشت چه برسر یوزارسیفمی آوردند!
احمدی نژادتاریخی را تکرار می کند که
بازیگرانش تقریبا در یک سطح و نقش هستند. خاتمی ودوستانش با معرفی میرحسین موسوی در
صدد مقابله با احمدی نژاد هستند. گفتمان اصلاحطلبی به بن بست رسیده وباید با مردی
از جنس احمدی نژاد با وی مقابله کرد. احمدینژاد دیگر یک فرد نیست، یک گفتمان
است. اینک قسمتهای بعدی شاهد شکست طرح های غیرکارشناسی اشراف و مسئولان غیر مردمی
درمقابل طرح های کارشناسی یوزارسیف هستیم. اشکال از
گیرنده است. لطفا به فرستنده خود دست نزیند. لطفا از فیلم یوزارسیفاشکال نگیرید. اشکال از
تکرار تاریخ است. اشکال از شکست گفتمان های بی پایه است. حالا که حریف احمدی نژاد نشدید دیگر چرا دست ازسر
پیامبر خدا برنمی دارید؟ اماببخشید یادم رفت که شما معتقدید: هیچ کس مقدس نیست. یادم رفت که روشنفکران
مشا ازقرآن نیز اشکال می گیند، از خدا نیز اشکال گرفته اند که کار خدا کارشناسی
نیست زیرابا ما مشورت نکرده است. اگر شما جای خدا بودید شاید هیچگاه یوزارسیف را نمی
آفریدیدواگر میافریدید نمی گذاشتید مردمی باشد.
انتخابات دهم
ریاست جمهوری نزدیک است. احمدی نژاد فارغ البال بهسفرهای استانی میرود- به انبار غلات
سر می زند واز طرفی دیگر مانعی بر سر راه انبارپول برخی آقایان است. مافیای
اقتصادی-سیاسی کنترل بازار را به هم می زند، مردم ازسرما بمیرند مهم نیست، مهم این است که
دعا کنید احمدی نژاد بمیرد. خاتمی هنوز درتعریف اصلاحات مانده واز طرفی دم از
اداره کشور می زند. خاتمی خود را بالاتر ازمردممی داند و به فرموده امام خدمتگزاری
مردم را افتخار نمی داند بلکه کاندید شدن خودرا فیض اجباری برای مردم می داند و
ملتمسانه از مردم می خواهد برای آمدنش دعاکنند. یوزارسیف پا
روی هوای نفسش گذاشت وبه مقامات عالی رسید. احمدی نژاد سادهزیستی را انتخاب کرد ودیگران کاخ
نشینی را افتخار نظام می دانستند. احمدی نژاد بایدجواب فقرای تولیدی ۲دولت سازندگی وتوسعه سیاسی را بدهد.
باید با سیستم یوزارسیف باوی مقابله کرد، این سخن را در قسمت اخیر از زبان کاهن معبد شنیدیم. اینک باکاندیداتوری مردی با نشانه
های احمدی نژاد در پی بازگشت به صندلی قدرتی هستند کهروز یبرای خروج از آن مانور داده
ومسابقه می گذاشتند. احمدی نژاد
نه پیامبر استونه معصوم. اما الگوی مردمداری خود را از پیامبران الهی و ائمهمیگیرد.
+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 12:17  توسط
|