تبليغاتX
چرا همه با احمدی نژاد دشمنند

چرا همه با احمدی نژاد دشمنند

چرا همه با احمدی نژاد دشمنند

در این آشوب ها چند دسته اند

1. افراطی های طرفدار موسوی که از دوستان من هم هستند و به شدت تحت تاثیر جو ساختگی باور دارند که برنده انتخاباتند

2.یک سری فرصت طلب که با برنامه آمده اند

3.یکسری ایرانی که با توهمات خود و شکم سیر خود میخواهند ایران را نجات دهند

4.یک سری جوان ماجراجو


همه هموطنان عزیز من هستند اما به خدا بازی خورده اید

پشت این حرکت ها هیچ حقی نیست

هیچ خیرخواهی نیست

بیدار باشید که با احساس شما بازی میشود

حس می کنید قهرمانید

در حال انقلاب برای آزادی

به  حقیقت قسم فریب خورده اید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 22:19  توسط   | 

اندکی صبر


سحر


نزدیک است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 7:32  توسط   | 

معادله  n مجهولی سیاست ما

 

" ندانم های بسیار است "

 

مردم

هیچ دقت کردین مردمی که تو ستاد آقای موسوی می بینید همونهایی هستند که از منتقدان درجه 1 آقای هاشمی هستند!

هیچ دقت کردید همین عزیزان خیلی هاشون دور قبل به آقای هاشمی رای دادند؟!

هیچ دقت کردید این عزیزان هم وطن از وقتی که خداوند بهشون نعمت تکلم رو داده دارند از  سیاست ها و احوالات دور و بری های آقای هاشمی انتقاد میکنند؟

البته من به درستی یا نادرستی نقد از ایشون کار ندارم(چون زندگی زیباست)

دانه درشت های سیاسی

بگذریم از اینکه برای اومدن آقای موسوی در انتخابات دوم خرداد چقدر توسط آقای هاشمی و اطافیون تلاش شد و در نهایت هم آقای خاتمی اومدند، یادتون میاد چه غویای بود بعد از دوم خرداد...

چپ و راست به آقای هاشمی تهمت ..اهانت و...

تا رسید به انتخابات نهم سال 84

دور اول : این دور ه از انتخابات تغییر رنگ و عقیده بعضی از سیاستمداران ما رونشون داد اونم به سرعت نور

اول کار بود و هرکسی با توجه به تنوع کاندیداها ساز خودش رو میزد و برای کاندیدای محبوبش از هیچ حمله ادبی و غیر ادبی به کاندیداهای دیگر مخصوصا آقای هاشمی کوتاهی نکردند

البته اونموقع زیاد احتمال نمیداند احمدی نژاد خطر بزرگی باشه برای قدرت واسه همین کمتر توهین می کردند فقط در حد مسخره کردند شغل پدرشون!!!

دور دوم:

آقای هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم رسیدند

و اون عده از سیاستمداران عزیز و احزاب محترمی که دوری از قدرت  براشون قابل تصور نبود افتادن به جون احمدی نژاد و شدند از طرفدارهای پر و پا قرص آقای هاشمی!!!

همونهایی که چند روز قبل هر نوع تهمت و تمسخری نثارش می کردند

به به عجب آب گل آلودی...

راستی داستان چیه ؟ چرا بعضی ها از پیروزیه احمدی نژاد می ترسن؟

چه منافعی به خطر می افته؟

چرا رؤسای جنایتکار اسراییل و امریکا از به قدرت رسیدن احمدی نژاد می ترسن؟

قضیه چیه؟ چطور یه شبه همه بر علیه یه نفر بسیج میشن؟

واقعا احزاب و سیاستمدارهای ما دنبال چی هستن؟ منافع مردم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 9:7  توسط   | 

سلام

خدمت دوستان عزیزی که در نظرات حرفهایی زدند که نیاز به پاسخ بنده داشت

اولش بگم همه کسانی که ایرانی هستند دوست من هستند و قابل احترام و با هیچ توهین و تهمتی من از هموطنان بد نمیگم

دوستان گفتند که تفکر ما فاشیستیه یا اینکه نگاه نکنیم به دستهای بزک کرده یا..

خوب البته دوستان لطف دارند اما اگه به فرم مطلب نگاه کنند می فهمند مطلب از دید یه انسان با هر تفکری که بوده نوشته شده و راوی داستانه نه اینکه حکم صادر کنه

من به شخصه عقیده دارم هر مرام و مسلکی در دنیا محترمه تا مادامی که باعث مزاحمت یا تمسخر دیگران نشه

اما بعضی از دوستان با هر توهین و تهمتی میخوان حرفشونو بقبولنن

بابا ما جفتمون ایرانی هستیم چرا به جون هم میوفتیم چرا به هم میپریم

بچه بازی ها چیه لااقل تو انتخاب به این مهمی نباید احساسی شد

من هیچ وقت فکر نمی کردم که کسی از نوشته هام دنبال چنین مطالب سطحی ای باشه

چرا گفتی که دست دختر ستاد فلان منویاد دست  پیرمرده ستاد فلانی انداخت

آخه هموطن عزیز واقعا نگرفتید موضوع متن رو؟ بحث من این بود چه کسانی جذب چه ستاد هایی شدند

 بعضی ها هم تو نوشته هاشون میگن تو ستاد فلانی پر جوونه همه جوونا بهشون علاقه مندنو...

من قبلش بگم همه جوونا محترم و خوبند و قابل ستایش

اما اینکه همه جوونا اونورین این ورین یکم منصفانه نیست  تو همه ستاد ها جوون هست اما رفتار های کلی اجتماعی جوانان آقای موسوی دوست با احمدی دوست یکی نیست

منم هیچ کدوم رو رد نمی کنم

اما دلیل اینکه چرا جوانا این حرکات پر سر و صدا در میارن و شلوغ بازی های افراطی رو انجام میدن

بر میگرده عدم فضای مناسب برای تخلیه هیجان جونای مملکت عدم تغذیه درست فرهنگی که مقصر تنها وتنها خود حکومت ها هستند

آثار عدم وجود تفکر یا تاثیر پذیریه شدید نسل جوان به هیچ وجه به خودش مربوط نیست بلکه فضای جامعه ایجاد میکنه  متاسفانه این معضل جوانان کشور هست ولی هر چند کم اما رشد امیدوار کننده در بیداری جوانان راه افتاده که جدای هوچی گری و شعار زدگی اونها رو بیدار و متفکر نگه میداره

امیدوارم برای انتخابات هیچ ایرانتی ای از ایرانیه دیگه کینه به دل نگیره

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:39  توسط   | 

خیابان  انتخابات

 

اصولا یکی از تفریحات زمان انتخابات گشت زدن در خیابان های اصلی شهره

عصری از خونه زدم بیرون ببینم چه خبره خیابون که...

زمزه ها و صحبت های انتخاباتی رو تو پیاده رو جسته گریخته به گوشم می رسید فهمیدم جو شهر خفن سیاسیه

کم کم یه صدایی از دور می خواست خودشو نشونم بده هر قدم که جلوتر می رفتم واضح تر میشد

" دیگه دوستم نداری.....دیگه دوستم نداری.....دیگه دوستم نداری"

گفتم شاید جوونی از دیوار  پریده تو خونه بخت...اما وسط خیابون اصلی چرا؟! تاینکه نزدیک شدم و دیدم  " زهی خیال پریشان"

ستاد شیخ...(گفتن اسم نگید) بود ، هرچند کنترل دست و پا در برابر ریتم توپنده " دیگه دوستم نداری" واقعا سخت بود اما به هر ترتیب گذشتم

نتیجه گیری : شاعر خیلی نکته سنج بود واقعا جلوی ستاد " پرنده پر نمی زند"

پیاده رو شلوغه انگار کسی معرکه گرفته یا چیزی رو حراج کردند عده زیادی جلوی مغازه حلقه زدند جوری که عبور مرور از این قسمت پیاده رو مثل 20 گرفتن در درس ریاضی اونم نوبت خرداد سخت شده

همه جور آدمی هست کارمند، کشاورز، بازنشسته...کارمندی که جلوم واساده روزنامشو میزنه زیر بغلش و با دقت به تلوزیون خیره میشه، پیرمرد روستایی هم بی ریا تر از همه نظاره گر فیلم مناظره است گاهی هم داسشو این دست اون دست میکنه

صدای تلوزیون رو خوب میشنوم

آقای موسوی فرزندان آقای .. چه میکنند؟!

آقایون ... در دولت های قبلی به کجاها رسیدند ؟چی بودند چی شدند؟

شما سه نفرید به محوریت آقای .. علیه من

*توضیح : معنی  (...)  یعنی ساکت چون " این از آن بی احترامی هاست"

کم کم از این ستاد هم رد میشم یه ستاد سراپا سبز مبینم اول خوف برم میداره

یاد امام زاده ها افتادم اما اینجا وسط شهر کی امازاده بود ما نمی دونستیم؟

یه ستاد که در و دیوارشو پارچه های سبز سیدی پر کرده بود چند جوان جویای نام و البته حال (منظورم حال انتخاباتی بود فکر بد نکن) رو میبینم چه باشور و شعف لابلای هم می لولند، کمی اونطرفتر یعنی دقیقا به اندازه طول سایه من در ساعت 5 عصر ضربدر ربع طول یه روبان سبز بعلاوه نیمی از ثلث درازای یک شال سبز{الان قضیه توجیه علمی شد!!!} اونطرفتر دختر خانمی محترم و کمی بی حجاب نما داره زحمت بستن روبان سبز رو به دست آقا پسری رو میکشه،وقتی دستهای بزک کرده دختر خانم رو دیدمیاد دستهای پینه بسته و ترک دار کشاورزی افتادم که جلوی ستاد قبلی بود و هی داسشو این دست اون دست می کرد...هردو بزک کرده اند یکی رو درد و کار و نداری بزک کرده یکی رو بی دردی و بیکاری و زیاده داری

یه چیزی بگم؟   بگم؟...مطمینی؟

نترسید بابا می خوام بگم: زمستون میره اما سیاهیش برای زغال میمونه

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 21:20  توسط   | 

دم خروس را باور کنیم یا قسم آقا را؟!!

آقای موسوی عزیز

شما به آقای احمدی نژاد حمله می کنید که در غیاب کسی که نیست صحبت نکنند اما مگر زمانی که شما و دوستان محترم ومحترمه تون آقای احمدی نژاد رو مسخره(نه نقد) می کردید ایشون حضور داشتند؟

چرا در مناظره با آقای رضایی یه طومار 600 متری رو که بعضی ها(...؟!) براتون نوشتند رو مخونید با اینکه شب مناظره با آقای احمدی نژاد  تمام کننده خودتون بودید و وقت هم زیاد آوردید

آقای موسوی عزیز

کجا  ریس تا آبدارچی تو این دولت عوض شد؟ مثل اینکه یادتون رفته یکی از ایراد هایی که مجلس به وزرای آقای احمدی نژاد می گرفت این بود که فلان وزیر عضو ستاد آقای معین بوده

آقای موسوی عزیز

شما جز سیاه نمایی و تمسخر چیزی برای ارایه ندارید؟ چرا اینقدر برای ارایه برنامه تون بعدا بعدا میکنید

حاجی انتخابات تموم شد بعدا افسوس می خوری ها

"این امروز فردات منو کشته"

آقای موسوی عزیز

ما که شب امتحانی می خونیم از شما بهتر حفظ می کنیم ، دوست من این طومار 600 متری رو که آقای (...) برات نوشت رو یه دور می خوندی که تپق نزنی ضاتیع است به مولا

داداش من تو که تو مناظره انتخاباتی تو کشور خودت چیز میز میکنی صدات میلرزه بعد میخوای تو اجلاسهای خارجی عزت ما رو حفظ کنی؟

آقای موسوی عزیز

شما که ادعای هنرمندیتون میشه  هنوز معنی شعری رو که واستون نوشتند  رو خوب نمیدونید

"ادب مرد به از دولت او"

نمی دونید بدونید تو دنیا به کسی که بدون مدرک و دلیل کسی رو  به دروغ گویی ،دیکتاتوری، توهم وخرافی بودن و انتشار آمار کذب محکوم کنه میگن بی ادب

نه به کسی که دست بعضی از مفاسد اقتصادی و نورچشمی ها رو رو میکنه

 

آقای موسوی عزیز

چه کسی عوام فریبی میکنه؟ دکتر احمدی نژاد یا شما؟

درست یا غلط پارچه سبز برای بخش عظیمی از مردم ما مقدس و قابل احترامه ،شما همین نماد مقدس مردم رو نماد تبلیغاتی کردید و به گناه و دروغ کشیدید، این عوام فریبی نیست؟؟؟

آقای موسوی عزیز

در مورد مساله چای گفتید ، بد نیست یه مروری بشه اوضاع چای

کمر صنعت چای همون زمانی شکست که در دوران آقای خاتمی بجای خرید برگ سبز به هر هکتار باغ چای 700 هزار تومن صدقه دادند

همون سالهایی که در بهترین وضعیت پول برگ سبز خریداری شده در تابستون رو  تو چله زمستون می دادند

همون دورانی که کشاورز خسته محصولش رو به امید فروش آزاد 30   ...  40تومنی این ور و اون ور میکشید

شما کجا بودید ؟ ناراحت نشدید ؟ متاسف نشدید؟ نگران نشدید؟

آقای موسوی عزیز

شبانگه ناله دهقان پیری را که می گرید شنیدستی؟

نه ...نه تو بی غم و ...

آقای موسوی عزیز

دوستانه عرض می کنم به این هیاهو ها دل خوش نکن ،از این سرو صدا ها دور قبل هم بود

توده مردم  مسیرشون مشخصه دیر نیست وعده خدا

در ضمن توهین به ریس جمهور توهین به ارای اون و یک ملت است

مردم هم خشمشون رو به صندوق می ریزند

بترس از شعله های زیر خاکستر

بیا اندیشه اندوه فردا کن
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 1:46  توسط   | 


آقای موسوی سلام




 

آقای موسوی سلام

آقای موسوی می بخشید اگر رکم

آقای موسوی یکم زیادی آپدیت نیستی؟

آقای موسوی الان سال 88 نه 66

آقای موسوی الان جنگ نیست که سیاست دوران جنگ بدردمون بخوره

آقای موسوی اقتصاد دولتی نه در چشم انداز نه در واقعیت این کشور جایی نداره

آقای موسوی شما که می خوای بی پرده همه اطلاعات رو به مردم بدی برای شروع اطلاعات دوران نخست وزیری تو بده تا باورت کنیم

آقای موسوی شما که اینقدر جوونا رو دوست داری بهتر نیست ریاست جمهوری رو هم به جوونتر ها بدی؟

آقای موسوی فکر نمی کنید با این قدرت بیانتون! طرف مقابلتون کم بیاره؟!!!!!!

آقای موسوی شما که که زحمت جمع کردن گشت ارشاد رو می خوای بکشی تو دوران نخست وزیریتون کجا بودید؟

آقای موسوی یادتونه به اسم مبارزه با بد حجابی چه اتفاقاتی تو دوره شما افتاد؟

آقای موسوی شما که با کمک کردن به اقشار پایین مخالفی.

آقای موسوی شما که این کمکها رو سیاسی می دونی چرا یکم از این کارهای سیاسی نکردید؟

آقای موسوی باور کنید  این کارهای سیاسی از حرف های شیرین شما برای مردم شیرین تره

آقای موسوی این 20 سال کجا بودید؟

آقای موسوی 16 سال سازندگی و اصلاحات که از خودتون بود

آقای موسوی جدی می گید 20 سال رسانه نداشتید؟

آقای موسوی روزنامه و مجله و اینترنت رو که ازتون نگرفته بودند؟

آقای موسوی نکنه یه کانال ثابت تو تلوزیون می خواستید؟

آقای موسوی اوضاع فعلی مملکت اونقدر سیاه نیست که از قدیم بهشت بسازید

آقای موسوی از دست ما نارحت نشو

آقای موسوی به دور و بری هات نگاه کن

آقای موسوی زیاد جولان نده که زحمت ما میداری

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 16:28  توسط   | 

" ندانم های بسیار است "

 








هیچ دقت کردین مردمی که تو ستاد آقای موسوی می بینید همونهایی هستند که از منتقدان درجه 1 آقای هاشمی هستند!

هیچ دقت کردید همین عزیزان خیلی هاشون دور قبل به آقای هاشمی رای دادند؟!

هیچ دقت کردید این عزیزان هم وطن از وقتی که خداوند بهشون نعمت تکلم رو داده دارند از  سیاست ها و احوالات دور و بری های آقای هاشمی انتقاد میکنند؟

البته من به درستی یا نادرستی نقد از ایشون کار ندارم(چون زندگی زیباست)

دانه درشت های سیاسی

بگذریم از اینکه برای اومدن آقای موسوی در انتخابات دوم خرداد چقدر توسط آقای هاشمی و اطافیون تلاش شد و در نهایت هم آقای خاتمی اومدند، یادتون میاد چه غویای بود بعد از دوم خرداد...

چپ و راست به آقای هاشمی تهمت ..اهانت و...

تا رسید به انتخابات نهم سال 84

دور اول : این دور ه از انتخابات تغییر رنگ و عقیده بعضی از سیاستمداران ما رونشون داد اونم به سرعت نور

اول کار بود و هرکسی با توجه به تنوع کاندیداها ساز خودش رو میزد و برای کاندیدای محبوبش از هیچ حمله ادبی و غیر ادبی به کاندیداهای دیگر مخصوصا آقای هاشمی کوتاهی نکردند

البته اونموقع زیاد احتمال نمیداند احمدی نژاد خطر بزرگی باشه برای قدرت واسه همین کمتر توهین می کردند فقط در حد مسخره کردند شغل پدرشون!!!

دور دوم:

آقای هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم رسیدند

و اون عده از سیاستمداران عزیز و احزاب محترمی که دوری از قدرت  براشون قابل تصور نبود افتادن به جون احمدی نژاد و شدند از طرفدارهای پر و پا قرص آقای هاشمی!!!

همونهایی که چند روز قبل هر نوع تهمت و تمسخری نثارش می کردند

به به عجب آب گل آلودی...

راستی داستان چیه ؟ چرا بعضی ها از پیروزیه احمدی نژاد می ترسن؟

چه منافعی به خطر می افته؟

چرا رؤسای جنایتکار اسراییل و امریکا از به قدرت رسیدن احمدی نژاد می ترسن؟

قضیه چیه؟ چطور یه شبه همه بر علیه یه نفر بسیج میشن؟

واقعا احزاب و سیاستمدارهای ما دنبال چی هستن؟ منافع مردم؟

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 21:16  توسط   | 

تکرار تاریخ

 

یوسف را از چاه کشیدند وبه دربار مصر بردند. یوسف پله های ترقی را بدون رابطه بازی ورانت خواری طی کرد و به امین دربار تبدیل شد. ویژه خواری ها را قطع کرد. امکانات غیر قانونی وامتیازات اشرافی را لغو کرد. اصالت را به خدمتگزاری ومردمی بودن داد نه به ثروت وکاخ نشینی. یوسف حزب نداشت و اهل حزب بازی نبود. یوسف طرح هایی برای اداره کشور می داد وکاهنان معبد و و واماندگان از خوان نعمت بی شمار به وی ایراد می گرفتند که کار شما کارشناسی نیست؟

 

 

 

 

خاتمی دفتر ریاست جمهوری خود را به سعدآباد انتقال داه بود. سعد آباد شمال شهر بود. جنوب شهر ترافیک داشت. بسیاری از دوستان خاتمی ساکن شمال شهر بودند. شمال شهر کسی یقه رییس جمهور را نمی گیرد که من مشکل مالی دارم، من مشکل شهریه دانشگاه آزاد دارم، من مشکل نان شب دارم. دوم خردادیها مهمترین مشکلات مردم را بر اساس نظر سنجی که بین خودشان انجام داده بودند: روزنامه- ماهواره ورابطه با آمریکا می دانستند. فقرا ومحرومین دوران سازندگی جمع شده و به دولت توسعه سیاسی تحویل داده شدند. از توزیع فقر به گفته خاتمی خبری نبود ولی از توزیع عدل و عدالت نیز خبری نبود. طرح اشتغال زدایی دادند وبا پرداخت ۳میلیون تومان غیر تورم زا به بیکاران عزیز آنها را از گردونه افراد نیازمند خارج کردند. شرط گذاشتند: هرکس وام دریافت کرد دیگر حق ندارد به کار دیگر مشغول شود و کارت بیکاری وی نیز باطل است! خاتمی با سینما کاری نداشت. سینمای مهاجرانی هرچه خواست گفت وساخت. آن زمان احمدی نژاد شهردار بود و یوزارسیف کودکی بیش نبود. یوزارسیف در کنعان بود ومورد حسد برادران خود. مشخص بود آینده درخشانی دارد. شهردار تهران جور ندانم کاری و کم کاری دولتمردان را می کشید: وام ازدواج می داد، به مردم محلات سرکشی می کرد. البته نه با هلی کوپتر یا ۱۸ دستگاه ولوو. نشانه های آینده درخشان در یوزارسیف پدیدار گشت. برادران به وی حسد کردند وقصد نابودی وی را داشتند.


زمزمه هایی برخاست که احمدی نژاد قصد کاندیداتوری دارد. اسیدپاشان و سلاح به دستان اول انقلاب این بار تغییر چهره دادند وخیرخواه مردم شدند. خاتمی ۱۲ روز درآفریقا بود وآخر عمر ریاست جمهوریش یادش آمد که ایکاش به ونزوئلا سر می زد. کاهنان معبد به جان شهردار انقلابی افتادند. شهردار توانست شیخ، فرمانده وسرمایه دار را شکست دهد و به پاستور برسد. احمدی نژاد دیگر چشمانش ازتماشای بازیهای لیگ برترانگلستان واسپانیا خمارآلود وپف کرده نبود. احمدی نژاد به میان مردم بازگشت. به مرکز تهران. اطرافیان تخم کینه پاشیدند وگقتند: این جوان بی تجربه از مدیریت چه میداند؟ این جوان بی اصل و نسب کجا وجایگاه ریاست جمهوری کجا؟
یوسف را از چاه کشیدند وبه دربار مصر بردند. یوسف پله های ترقی را بدون رابطه بازی ورانت خواری طی کرد و به امین دربار تبدیل شد. ویژه خواری ها را قطع کرد. امکانات غیر قانونی وامتیازات اشرافی را لغو کرد. اصالت را به خدمتگزاری ومردمی بودن داد نه به ثروت وکاخ نشینی. یوسف حزب نداشت و اهل حزب بازی نبود. یوسف طرح هایی برای اداره کشور می داد وکاهنان معبد و و واماندگان از خوان نعمت بی شمار به وی ایراد می گرفتند که کار شما کارشناسی نیست؟ چرا یوسف با ما مشورت نمی کند؟ کارهای احمدی نژاد کارشناسی نیست؟ چرا احمدی نژاد با نخبه ها مشورت نمی کند؟ چرا احمدی نژاد پستی فراخور حال ما به ما نمی دهد؟ کاهنان معبد به ذخیره گندم بدون کار کارشناسی پرداختند وحاصلش را دیدیم که چگونه دسترنج مردم را به باد دادند. در زمان خاتمی نیز شاهد بودیم که ۵/۲ میلیون تن گندم مورد استفاده دام وارد چرخه گندم مورد نیاز انسانها شد. نمی دانم چه بر سراین گندمها آمد؟ گندمهای مصر را که به نیل ریختند ولی وجدانهای بیدار مصر به رسوایی کاهنان پرداختند. شاید اینجا نیز گندمها را در زاینده رود یا خلیج فارس ریخته باشند ولی رسانه های بی در کماکان دنبال گروه فشار می گشتند. یوسف تشریفات را حذف کرد. یوسف مردم را محرم دانست و حالا شاهدیم که برخی سیاستمداران بیگانه را محرمتر از مردم می دانند. یوسف خاری در چشم اشراف بود وخدا میداند اگر آن زمان فناوری اس ام اس وجود داشت چه برسر یوزارسیف می آوردند!

احمدی نژاد تاریخی را تکرار می کند که بازیگرانش تقریبا در یک سطح و نقش هستند. خاتمی و دوستانش با معرفی میرحسین موسوی در صدد مقابله با احمدی نژاد هستند. گفتمان اصلاح طلبی به بن بست رسیده وباید با مردی از جنس احمدی نژاد با وی مقابله کرد. احمدی نژاد دیگر یک فرد نیست، یک گفتمان است. اینک قسمتهای بعدی شاهد شکست طرح های غیر کارشناسی اشراف و مسئولان غیر مردمی درمقابل طرح های کارشناسی یوزارسیف هستیم.
اشکال از گیرنده است. لطفا به فرستنده خود دست نزیند. لطفا از فیلم یوزارسیف اشکال نگیرید. اشکال از تکرار تاریخ است. اشکال از شکست گفتمان های بی پایه است. حالا که حریف احمدی نژاد نشدید دیگر چرا دست ازسر پیامبر خدا برنمی دارید؟ اما ببخشید یادم رفت که شما معتقدید: هیچ کس مقدس نیست. یادم رفت که روشنفکران مشا از قرآن نیز اشکال می گیند، از خدا نیز اشکال گرفته اند که کار خدا کارشناسی نیست زیرا با ما مشورت نکرده است. اگر شما جای خدا بودید شاید هیچگاه یوزارسیف را نمی آفریدید واگر میافریدید نمی گذاشتید مردمی باشد.



انتخابات دهم ریاست جمهوری نزدیک است. احمدی نژاد فارغ البال به سفرهای استانی میرود- به انبار غلات سر می زند واز طرفی دیگر مانعی بر سر راه انبار پول برخی آقایان است. مافیای اقتصادی-سیاسی کنترل بازار را به هم می زند، مردم از سرما بمیرند مهم نیست، مهم این است که دعا کنید احمدی نژاد بمیرد. خاتمی هنوز در تعریف اصلاحات مانده واز طرفی دم از اداره کشور می زند. خاتمی خود را بالاتر ازمردم می داند و به فرموده امام خدمتگزاری مردم را افتخار نمی داند بلکه کاندید شدن خود را فیض اجباری برای مردم می داند و ملتمسانه از مردم می خواهد برای آمدنش دعا کنند.
یوزارسیف پا روی هوای نفسش گذاشت وبه مقامات عالی رسید. احمدی نژاد ساده زیستی را انتخاب کرد ودیگران کاخ نشینی را افتخار نظام می دانستند. احمدی نژاد باید جواب فقرای تولیدی ۲ دولت سازندگی وتوسعه سیاسی را بدهد. باید با سیستم یوزارسیف با وی مقابله کرد، این سخن را در قسمت اخیر از زبان کاهن معبد شنیدیم. اینک با کاندیداتوری مردی با نشانه های احمدی نژاد در پی بازگشت به صندلی قدرتی هستند که روز یبرای خروج از آن مانور داده ومسابقه می گذاشتند.
احمدی نژاد نه پیامبر است ونه معصوم. اما الگوی مردمداری خود را از پیامبران الهی و ائمه میگیرد
.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 12:17  توسط   |